تبليغاتX
حماسه ماندگار 57

حماسه ماندگار 57

صفحه نخست | پست الكترونيك | آرشيو وبلاگ | RSS

+ نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن1390 ساعت 12:44 توسط کمال جنتی

سال ۱۳۹۰ توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی به نام سال «جهاد اقتصادی» نامگذاری شده است كه نشان از اولویت عرصه اقتصاد در این سال نسبت به دیگر مسائل اساسی و مهم كشور دارد.

آنچه پیشِ روست بخش اول از مجموعه سه‌گانه پاورپوینت‌هایی با موضوع «جهاد اقتصادی» است كه با هدف بازخوانی موضوعی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی و تبیین ابعاد گوناگون همین موضوع توسط پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir منتشر میگردد.

در مجموعه اول، «وظایف و كار ویژه» اقشار مختلف مردم در سال جهاد اقتصادی مطرح شده كه «وظایف عمومی مردم»،«وظایف فعالان اقتصادی» و «وظایف دولت» سرفصل‌های اصلی آن است.

دومین پاورپوینت با موضوع «الزامات و شروط تحقق» جهاد اقتصادی در كلام رهبر معظم انقلاب اسلامی مسئولیت‌های عمومی و همگانی را روشن‌تر میسازد.

در سومین مجموعه نیز با موضوع «مصادیق جهاد اقتصادی» بخشی از مهم‌ترین عرصه‌ها و نمونه‌های جهاد اقتصادی كه رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال جاری به آنها اشاره داشته‌اند مورد بازخوانی قرار گرفته‌است.

گفتنی است تمامی مطالب این مجموعه از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۰ استخراج شده است.


دریافت نسخه پاورپوینت - وظایف اقشار مختلف مردم در جهاد اقتصادی [ حجم فایل : 769 کیلوبایت ]

+ نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن1390 ساعت 18:58 توسط کمال جنتی

امام در نوفل لوشاتو

ما تعدادى از دانشجويان بورسيه انرژى اتمى در آلمان غربى (سابق) بوديم كه خبر ورود امام (ره) را به پاريس شنيديم هنوز رژيم شاه كم و بيش بر اوضاع ايران مسلط بود، لذا ملاقات با امام يك حركت ضد رژيم تلقى مى‏شد و به همين دليل پيدا كردن اقامتگاه امام كار مشكلى بود. دانشجويان به چند دسته تقسيم شدند، عده‏اى از روى ماجراجويى و احتمالا فرصت طلبى خود را مشتاق ملاقات نشان مى‏دادند. عده‏اى كه اميدى به پيروزى انقلاب نداشتند نگران اين بودند كه مبادا بعد از زيارت امام به چنگ ماموران ساواك افتاده و به ايران برگردانده شوند. و نهايتا گروه اصلى مى‏ماندند و آن بچه مسلمانان عاشق انقلاب بودند، كسانى كه از وطن دور مانده و مايل بودند به صف همرزمانشان در ايران بپيوندند. بنابراين ملاقات با امام ممكن بود آنها را در پيروزى شريك كند. با اين انگيزه جستجو را براى يافتن اقامتگاه شروع كرديم و به كمك دانشجويان مسلمان مقيم اروپا آدرسى را بدست آورديم.

ادامه ی مطلب را ببینید


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 1 بهمن1390 ساعت 20:34 توسط کمال جنتی

1- تكليف بر گسترش نهضت مستضعف در مقابل مستكبر

ما اميدواريم ، ما اميد آن داريم كه همه اقشار ملت هاي مستضعف به هم بپيوندند. ما از خداي تبارك و تعالي مي خواهيم كه مسلمين در تمام اقشار عالم بيدار شوند. مسلمين از تفرقه ، از اختلاف دست بردارند . من اميدوارم كه شما جوانان پاكستاني كه به ديدار من آمديد و هم پيوستگي خود را با نهضت ما اعلام داشتيد . همه موفق و سالم باشيد . بايد اين نهضت در تمام عالم ، نهضت مستضعف در مقابل مستكبر در تمام عالم گسترده شود، ايران مبدا و نقطه اول و الگو براي همه ملت هاي مستضعف ، ملت هاي مستضعف ببينند كه ايران با دست خالي و با قدرت ايمان و با وحدت كلمه تمسك به اسلام در مقابل قدرت هاي بزرگ ايستاد و قدرت هاي بزرگ را شكست داد. ساير اقشار ملت ها به اين رمز اسلامي ، به اين رمز ايماني اقتدا كنند. در تمام اقشار عالم مسلمين بپا خيزند بلكه مستضعفين بپا خيزند وعده الهي كه مستضعفين را شامل است و مي فرمايد كه ما منت بر مستضعفين مي گذاريم كه آنها امام بشوند در دنيا و وارث باشند ، امامت حق مستضعفين است. وراثت از مستضعفين است . مستكبرين غاصبند، مستكبرين بايد از ميدان خارج بشوند . ما مستكبرين ايران را از صحنه بيرون كرديم و به جاي آن مستضعفين نشستند.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 1 بهمن1390 ساعت 20:18 توسط کمال جنتی

+ نوشته شده در جمعه 30 دی1390 ساعت 16:5 توسط کمال جنتی

در انديشه اجتماعى امروز غرب آزادى به معناى مجبور نبودن انسان و مواجه نشدن او با مانعى براى انتخاب گونه‏اى از ارزشها، اخلاق و رفتار در زندگى مطرح مى‏شود 0

ولي اين نكته هم مورد اتفاق است كه نمى‏توان چنين معناي وسيعي را به طور مطلق و به بدون هيچ قيد و بند و حد و مرزى پذيرفت و تقديس كرد. زندگى اجتماعى انسان خود عاملى است كه انسان را مجبور به پذيرش محدوديتهايى بر سر راه اين آزادى مى كند.

مسئله مهم براى انديشمندان غربى افزايش آزادى انسان در زندگى فردى و اجتماعى‏ و به حداقل رساندن محدوديتها به ويژه در بخشى است كه از سوى دولت براى برقرارى نظم اجتماعى اعمال مى‏شود 0


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 21 دی1390 ساعت 22:42 توسط کمال جنتی

دكتر منوچهر اكبرى (دانشيار دانشگاه تهران)

اگر چه پيرامون بازشناخت انديشه‏ها و افكار و نقش امام در انقلاب اسلامى تا كنون مقالات بسيار و كتابهاى فراوانى تاليف يافته است ولى اين بدينمعنى نيست كه تمام ابعاد آن بزرگمرد را شناخته‏اند و در معرفى شخصيت امام بپايان راه رسيده‏ايم. بى‏ترديد تصوير امام در ذهن و زبان تمام انديشمندان سياستمداران، حاكمان و متفكران و سياسيون جهان يكسان و مشابه نيست. انتظار اينكه دشمنان انقلاب اسلامى و امام و اردوگاههاى وابسته به آنها چهره واقعى و الهى امام را ترسيم كنند اندكى بيهوده است. اما عظمت امام بحدى است كه در بررسى تحليلها، مصاحبه‏ها و تاليفهاى بيگانگان حتى مخالفان امام و انقلاب هم حقيقت و عظمت امام پوشيده نمى‏ماند. بيانات و اظهارنظرهاى عاشقانه و از سر ارادت و علاقه مسلمانان جهان در توصيف و تعريف امام هم جاى شگفتى ندارد. تاكنون بسيارى از شاگردان امام، همراهان امام رهياران امام به مناسبتهاى مختلف چون شروع نهضت، چگونگى تكوين و شكل‏گيرى انقلاب فراز و نشيبهاى، تاريخ انقلاب، استراتژى و ديپلماسى انقلاب، بازگشت امام، و سرانجام ارتحال امام و پس از آن جانشينى و ادامه رهبرى و استمرار انقلاب مصاحبه‏ها، سخنرانى‏ها، بيانات و حتى تاليفاتى را بيادگار گذاشته‏اند. آنان در عين حال كه بعضا تكرارى اما از نكات بسيار مهم و حكمت آموزى برخوردارند كه برخى حتى به تحليلى مستقل نيازمندند. اما محور و منبع تحرير اين مقاله امام در انديشه جهان است‏يا "امام و انقلاب از منظر جهانيان". فرض بر اين است كه خوانندگان محترم اين مقاله دقيقا از شرايط اجتماعى - سياسى - فرهنگى و حكومتى ايران حتى قبل از اولين جرقه‏هاى آتش انقلاب (يعنى خرداد 42) آگاهى دارند و لزومى ندارد به ترسيم دوباره آن شرايط قبل از ورود به اصل مقاله بپردازيم.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 20 دی1390 ساعت 18:37 توسط کمال جنتی

10فروردین 1340 (پنج شنبه)

  وفات آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی

آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی با سی واسطه نسبت به حضرت امام حسن مجتبی (ع) مي‌رساندند. در سال 1253 ش در بروجرد متولد شده و در سن 18 سالگی برای تكمیل تحصیل به اصفهان رفت و پس از ده سال به نجف اشرف عزیمت نموده و به درس آیت‌الله خراسانی وارد گردید. ایشان پس از مراجعت و اقامت در بروجرد به قم مهاجرت كرده و به عنوان مرجع تقلید شیعیان جهان معرفی گردیدند و مدت 16 سال مرجعیت عامه را عهده‌دار بودند.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه 19 دی1390 ساعت 14:15 توسط کمال جنتی

با رهبر انقلاب همدوش شده

تهران بزرگ دشمن بوش شده

با برف خفن، بیست و دوی بهمن ماه

سرتاسر شهرمان کفن پوش شده !

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 18 دی1390 ساعت 14:2 توسط کمال جنتی

در تبيين و و تفسير حقيقت انقلاب امام خميني(ره) بايد گفت: با وقوع انقلاب اسلامي‌در ايران دنيا شاهد رخداد يك معجزهعظيم الهي بود‌، و اين واقعيتي است كه بارها پير و مرادمان بر آن تأكيد نمودند: «يك تحول روحي درجامعه پيدا شد كه من غير از آن كه بگويم يك معجزه بود يك اراده الهي بود،نمي‌توانم اسم ديگري رويش بگذارم. » و باز مي‌فرمايد: «در اين جا حساب الهي است‌، اين جا دست خداست‌، اشخاص نمي‌توانند يك همچو قدتري ايجاد كنند.. . اين اراده الهي است كه تمام حساب‌‌‌‌‌هاي حساب‌گران‌مادي را باطل كرد.» بسياري از شخصيت‌‌‌‌‌هاي غير مسلمان نيز با تأكيد عدم گنجايش جريان انقلاب اسلامي‌در چهار چوب محاسبات مادي بر اعجاز انقلاب اسلامي‌صحه مي‌گذارند. «رابرت كالستون »دانشمندان كانادايي دراينباره مي‌گويد: «از نظر من كه يك غربي و فرد غير مسلمان هستم اين معجزه است كه يك انقلاب مكتبي والهي بتواند در جهان امروز اين طور تحقق پيدا كرده ودرجهت استقرار عدالت به پيش برود‌، اين انقلاب بدون شك از جانب خداوند حمايت مي‌شود.. ..»

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 17 دی1390 ساعت 23:6 توسط کمال جنتی

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، حسن‌ روحانی‌ سال‌ 1327 در سُرخه‌، از بخش‌های‌ مركزی‌ شهر سمنان‌ متولد شد. 

در تابستان‌ سال 1340 عازم‌ قم‌ شد و در مدرسه‌اي با مدیریت‌ شهید بهشتی‌، افزون‌ بر دروس‌ حوزوی‌، ادبیات‌ فارسی‌ و انگلیسی‌ و ریاضیات‌ و تاریخ‌ اسلام‌ را با استفاده‌ از شیوه‌های‌ جدید آموخت.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه 16 دی1390 ساعت 14:37 توسط کمال جنتی

جمهوری اسلامی

جمهوری ما نشانگر اسلام است
افکار پلید فتنه‏جویان خام است
جمهوری اسلامی ما جاوید است
دشمن زحیات خویشتن نومید است


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه 12 دی1390 ساعت 17:37 توسط کمال جنتی

هر انقلابى ممكن است از جهات مختلف مورد تهديد واقع شود، چه در هر كدام از مراحل كه براى تداوم و تكامل هر انقلاب متصور است، مى‏تواند تهديد خاصى شكل گيرد.ليكن بهر تقدير انقلاب اسلامى دوران اول و دوم يعنى طغيان عليه نظم موجود و تثبيت و استوارى نهادها را پشت سر نهاده است و در مرحله سوم يعنى پايه گذارى تمدنى نوين است.در هر يك از مراحل ياد شده انقلاب اسلامى با تهديدهاى مختلف مواجه بود كه بحمداله با موفقيت آنها راپشت سر نهاد كه آخرين آن جنگ تحميلى بود.اينك كه در مرحله سوم قرار دارد، در واقع آزمون بس مهمترى پيش رو دارد كه در واقع همان نحوه تداوم و استمرار انقلاب است.اگر چه در اين زمينه تحقيقات كمترى صورت گرفته است، ليكن بهر حال بايد تدبيرى انديشيد و با الهام از تجربيات ساير انقلابهاى جهان موانع استمرار و تداوم انقلاب را مرتفع ساخت.با فرض اينكه انقلاب اسلامى در مرحله سوم يعنى ايجاد "تمدنى" نوين در جهان است، به شكل مختصر مى‏توان به تهديدات و آسيب‏پذيريهاى انقلاب در اين مرحله بشرح ذيل اشاره كرد:

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 10 دی1390 ساعت 18:36 توسط کمال جنتی

الف ) تا پیش از این انقلاب،دیدگاه علمی غالب در زمینه ی انقلاب این بود که دستیابی به توسعه- که از اهداف انقلاب های معاصر است- با سکولاریزه شدن فرهنگی همراه است؛ چنان که خانم هانا آرنت در کتاب انقلاب،یکی از ویژگیهای مرسوم انقلاب ها را دنیوی بودن آنها می دانداین در حالی بود که انقلابی در ایران شکل گرفت که خود در واکنش به سکولاریزه شدن جامعه به وقوع پیوسته و خواهان برپایی دولتی بر مبانی دینی بود.از این رو انقلاب اسلامی با ماهیت کاملاً دینی خود،اعتبار چنین نظریه هایی را خدشه دار کرد.این انقلاب ایدئولوژی انقلابی جدیدی را که شامل نقاط مثبت سایر ایدئولوژی های انقلابی معاصر نیز بود- یعنی مفاهیم استقلال،آزادی و عدالت اجتماعی را- در چارچوب حکومت دینی در دنیای مادیگرای معاصر مطرح نمود و بدین گونه،صاحب نظران پدیده ی انقلاب ،دولتها و نخبگان سیاسی را غافلگیر کرد.در واقع،آنها تصور وقوع چنین انقلابی با این ماهیت و ایدئولوژی را نداشته؛آن هم در دنیایی که غالباً انقلاب های مارکسیستی یا لیبرال مسلک در آن روی می داد.

ادمه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 6 دی1390 ساعت 17:26 توسط کمال جنتی

ادامه تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه 5 دی1390 ساعت 14:32 توسط کمال جنتی

مقايسه پديده‏هاى مشابه مى‏تواند در شناخت هر چه بيشتر آنها مفيد واقع شود در تاريخ‏جهان انقلابهائى رخ داده و ممكن ست‏بين اين انقلابها تشابهات فراوانى وجود داشته باشد.بحث مراحل يا روند انقلاب در قرن بيستم و پس از انقلاب روسيه، مطرح شد.در اين ميان برخى از محققين غربى كه پديده، انقلاب را بررسى مى‏كردند متوجه شدند كه بين انقلاب روسيه و انقلابهاى فرانسه، انگلستان، هلند و...شباهتهايى وجود دارد كه اين موجب پيدايش مكتبى بنام تاريخ طبيعى انقلاب گرديد. نويسندگان اين مكتب معتقدند كه انقلابهاى گذشته كم و بيش روند مشابهى را طى كرده‏اند و اين روند بر آيندى طبيعى و اجتناب ناپذير است. از مهمترين نويسندگان اين مكتب «كرين برينتون‏» و «ادواردبتى‏» مى‏باشند.اما انقلاب اسلامى خط بطلان بر نظريات اين مكتب كشيد، اگر چه در بعضى موارد انقلاب اسلامى با ديگر انقلابها وجه تشابه دارد، در عين حال شرايط و اوضاع و احوال سياسى، اجتماعى آنها تفاوتهاى اساسى را نشان مى‏دهد و از آنجا كه كثرت پديده‏هاى مورد مقايسه كار سنجش و تطبيق را مشكل و پيچيده مى‏سازد ما در اين نوشتار انقلاب فرانسه و روسيه را به عنوان دو سمبل از دو نظام غرب و شرق و دو ايده‏ئولوژى متفاوت شناخته شده، براى مقايسه با انقلاب اسلامى كه آرمانهاى مذهبى و حاكميت جهانى اسلام و حاكميت مستضعفين و مستكبرين را نويد مى‏دهد برگزيده‏ايم.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 3 دی1390 ساعت 13:58 توسط کمال جنتی

برخي از تحليلگران در جمع‌بندي علل وعوامل پيروزي انقلاب اسلامي عقيده دارند عوامل فرهنگي، مهم‎ترين عامل شكل‎گيري انقلاب اسلامي بوده است. بايد به اين نكته توجه نمود كه علل فرهنگي تنها دلايل وقوع اين انقلاب نبوده‎اند، بلكه جزء مهم‎ترين دلايل بوده‎اند. مايكل فيشر در كتاب «ايران از اختلاف مذهبي تا انقلاب» به اين نكته اشاره مي‌كند كه هر چند علل انقلاب، اقتصادي‌ و سيـاسي بـود، لكن در مقـابل، شكل انقلاب و محـل وقوع آن تا حد زيادي نتيجه سنت مذهبي اعتراض بود. نيكي‎. آر. كدي در كتاب «ريشه‌هاي انقلاب» به اين موضوع اشاره مي‌كند و ‌مي‌گويد: «انجام اصلاحات سياسي و اقتصادي و در عين حال تأثير منفي آن ‌بر گروه‎هاي مختلف اجتماعي از يك‎سو و سركوب گروه‎هاي سياسي و فقدان آزادي از سوي‌ديگر زمينه‌ساز انقلاب بودند، اما درعين حال تحول در انديشه انقلابي و راديكال كه‌ تشيع آن را به صورت ايدئولوژي مطرح كرده است از علل اصلي شكل‎گيري انقلاب است».
خانم حميرا مشيرزاده در تبيين علل فرهنگي انقلاب معتقد است كه در بررسي چند علتي انقلاب، نقش عوامل فرهنگي و مذهبي ويژه و قابل تأمل است. وي مي‎گويد: «همان‎طور كه ديديم انقلاب اسلامي ايران به درجات مختلف، همه نظريات موجود در مورد انقلاب در علوم اجتماعي را به چالش كشيده است. بررسي آثار مختلف و همان‎طور توانايي‌‎هاي طبيعي مكتب شيعه نمونه‌هاي عالي تبييني در نظريه‌هاي انقلاب را با ترديد جدي مواجه مي‌كند و ثابت مي‎كند كه اكثر تعميم‌هاي‌ مستحكم در ساختارهاي نظري نتوانستند بستري كه انقلاب اسلامي در آن رخ داده است را دريابند. مي‌توان گفت كه هيچ‎يك از تبيين‌هاي سياسي‌، اقتصادي‌، اجتماعي‌ و يا روان‎شناختي‌ نمي‌توانند به تنهايي كنش انقلاب توده‌اي را در آن تبيين كنند، اما در عين حال به‎نظر مي‌رسد كه رهيافت چند علتي به شرط آنكه علل و عوامل مختلف در آن چارچوب نظري دقيق قرار بگيرند، بيش‎تر مي‎تواند به فهم و تبيين اين رويداد مهم تاريخي كمك كند».

ادامه ی این موضوع را در ادامه مطلب مشاهده کنید.

منبع: روزنامه رسالت
نويسنده: علي مهدوي
ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه 2 دی1390 ساعت 11:25 توسط کمال جنتی

روح‌ا... موسوي خميني از آن دست آدم‌هايي بود که هر از چندگاهي ملتي را تکان مي‌دهد و از خواب‌زدگي نجات مي‌بخشد و شايد بتوان در اين مورد با قاطعيت گفت دنيا را!

اگرچه در تاريخ چند هزارساله بشريت مي‌توان آدم‌هايي را يافت که تولد و زندگي و مرگ‌شان از جنس ديگري است، اما اگر اهل چرتکه انداختن باشي مي‌فهمي: «ميان ماه من تا ماه گردون/ تفاوت از زمين تا آسمان است».

انديشه سياسي امام بر خلاف اکثر رهبران دنيا که مستقيم مي‌روند سراغ نخبه‌ها و خواص و مردم عادي را دنباله ‌رو‌هاي مطيعي مي‌پندارند که بد و خوب زندگي خود را تشخيص نمي‌دهند؛ مردم را وزنه سنگين اين معادله مي‌داند و اين خواص‌اند که بايد جز تکامل‌ مردم انديشه‌اي نداشته باشند. مردم (خلق‌ا...) هم نيروي محرک‌اند هم نيروي حرکت. همه چيز در خدمت رشد و تکامل مردم است براي رسيدن به خدا. وقتي انتخابات در کار است اين مردم‌اند که بررسي مي‌کنند و تصميم مي‌گيرند و انتخاب مي‌کنند... ولو اشتباه! انتخابات صرفا انتخابات نيست، بستري است براي رشد مردم. و اين همان تفاوت اساسي انديشه امام است با همه متفکرين دنيا. در اين‌جا مراد از مردم يعني همه مردم جهان، به دور از مرزبندي‌هاي رسمي نقشه‌هاي جغرافيا! امام براي سرنوشت همه مردم جهان، نگران و مضطرب بود. از همين رو است که در هيچ‌جا خبري از «خود» نيست، همه خداست و مردم که خانواده خدايند.

انقلاب امام برخلاف ساير انقلاب‌هاي دنيا در يک بعد و محور خلاصه نمي‌شد، هم اقتصادي بود و ظلم‌ستيزانه و هم فرهنگي و جهل‌ستيزانه. اقتصادي بود اما فقط به دنبال تامين معاش ملت نبود، آزادي و عدالت را جز در چارچوب شرع و براي تعالي مردم نخواست بر خلاف ساير حرکت ‌ا و انقلاب‌‌‌ها که يا در معاش مردم را دارند و يا درد خفقان و نبود آزادي را. (نگاه کنيد به انگيزه و اهداف انقلاب‌هاي جهان!)

«فيدل‌کاسترو» رهبر کوبا، بي‌‌جهت از امام اين‌گونه ياد نمي‌کند: «اينجانب مفتخر به برخورداري از امتياز آشنايي نزديک با يکي از بزرگترين شخصيت‌هاي تاريخ شدم، يک آشنايي بسيار نزديک با خلوت آخرين سال‌ها، روز‌ها و دقايق زندگي در کنار نزديک‌ترين افراد خانواده و دوستانش. حس هيجان و غرور فراواني مرا در برگرفته است. تنها مي‌توانم از عميق‌ترين گوشه قلبم، بگويم و تکرار کنم که او يک نمونه بود، نمونه؛ يک نمونه واقعي.»

امام با همان نيروي مردمي بود که به هيچ حزب و جناح و سازماني باج نداد. جداي از اين سخن که رشته‌اي است با سر دراز، صداقت امام در ادبيات منحصر به فردشان و لحن احترام‌آميز و به دور از دشنام و ناسزا، حتي نسبت به دشمنان‌شان جدا شگفتي‌آور است. مثلا بخوانيد اين سخنراني امام را در 13/8/57 در صحيفه نور، جلددوم، صفحه200. در پاسخ به اين ادعاي شاه که گفته بود خميني زجر کشيده و حالا غرض شخصي با من دارد و دارد حساب شخصي‌اش را پاک مي‌کند: «بايد حساب کرد! آقا من که يک نخست وزير نبودم و يک بارگاه و قبه و بارگاه نداشتم. من آنم که حالا که اين‌جا آمدم منزلم را ديديد که شما نمي‌توانيد تويش بنشينيد و بيش‌تر از اين هم نمي‌خواهم اصلا! من توي حبس هم وقتي وارد شدم به آن باشگاه افسران (که اول من را بردند توي باشگاه افسران) من وقتي وارد شدم ديدم يک جاي خيلي خوبي است که همه چيز آماده است که منزل‌هاي ما خواب نديده‌‌اند، به آن مامورها گفتم خوب اين که از منزل ما بهتر است (و بهتر هم بود). بعد هم ما را بردند در يک جاي ديگر، همان مثل منزل خودمان يک خرده بهتر. وقتي هم که ما را تبعيد کردند، وقتي هم که از حبس بيرون آمديم حبسش هم يک حبسي نبود که به ما يک بدي بگذرد، يک سختي. يا ما به واسطه آن با شاه مثلا به هم زديم! مامورين حبس با ما محبت مي‌کردند، به ما ارادت داشتند و عرض مي‌کنم که وقتي هم که از آن‌جا آمديم در يک باغ بزرگ و در يک امارت عالي که ما به خواب هم شايد نديده بوديم... وقتي هم که ما را ترکيه بردند، ترکيه خيلي بهتر از ايران براي ما بود (براي شخص من يعني). ما زجري نديديم و بعد هم رفتيم نجف، نجف هم که منزل‌مان بود. حالا هم آمديم اين‌جا. اين‌جا هم بهتر از منزل خودمان است باغ دارد و همه چيز. ما زجري نديديم که مخالفت‌مان با اين آدم براي زجر باشد. ما زجرمان زجر ملت است. ...اين زجر مي‌دهد ما را، ...آني که ما را زجر مي‌دهد آن مصيبتي است که بر ملت وارد شده. مسلمان اگر بر ملت خودش زجر نبرد مسلمان نيست.»

و چه‌قدر حرف دارد اين کلمات، صداقت امام چيزي نيست که به سختي دنبالش بگرديم، در تمام صفحات صحيفه موج مي‌زند و صحيفه امام به اندازه همه کتاب‌هاي درسي تاريخ و اخلاق ‌اسلامي و معارف و دين‌ و زندگي و جامعه‌شناسي... حرف براي گفتن دارد. مگر نه اين‌که اميدش به ما دبستاني‌ها بود. امام در زمانه خودش زيست اما براي همه زمان‌ها حرف داشت براي گفتن.

و سخن آخر اين‌که؛ روز وفات امام را من و به گمانم شما، جز در قاب تصاوير نديده‌‌ايم، روزي که آسمان و زمين ايران سياه‌پوش شد و تشييع جنازه کدام رهبر را به آن وسعت مي‌توان سراغ گرفت. در تاريخ مردان بزرگ دنيا، کم‌اند کساني که مرگشان چون زندگي بر رگ‌‌هاي مردم‌ خون حيات ‌باشد.

منبــــع

+ نوشته شده در پنجشنبه 1 دی1390 ساعت 19:54 توسط کمال جنتی